صائن الدين على بن تركه
71
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
عبادتى است جامع ساير خصوصيات عبادات كه بندگان حق بدان پرستش مىكنند او را ، چنانچه انسان كه عبدى است جامع ساير خصوصيات عبدى . پس نماز در ميان اوضاع نبويه و شعاير شرعيه صورت جمعيت كل باشد و دلالت او بر ساير مراتب متحقق و لازم ، خواه حضرات الهى و خواه عوالم كيانى ، هم از روى ظهور و غايت شعوريش و هم از روى اظهار و غايت اشعاريش . و دلالت صورت صلاة بر جمعيت از روى اين اركان وضعى هم متحقق است ، ولى به زبان اشارت ، نه از فحواى عبارت . به اشارت حديث خواهم كرد * كه غريبم زبان نمىدانم چه بر هوشمندان عالم آزادى كه دل را از نقوش پراكندهء اهل عادت و رسوم معهودهء ايشان تمام شسته باشند ، پوشيده نماند كه چون محمد - صلى اللّه عليه « 1 » و سلم - خاتم الرسل است و مبعوث بر كافهء امم ، بايد كه صورتى كه او بدان فرستاده شده باشد مخصوص به معهودات و موضوعات طايفهاى معين نباشد . و چنانچه مدلولات وضعى آن صور كه وسايط خارجى جعلى در آن دخل دارد و مخصوص افهام جمعى معين تواند شد معتبر است ، همچنين مدلولات عقلى آن صور كه هيچ واسطهء خارجى در آن دخل نداشته باشد ، بلكه آن صور بنفسه به همان اوضاع قدسى نشان خودش كه حضرت رسالت پناه ختمى به ما رسانيده بدان دلالت كند . و فهم آن مخصوص طايفهاى معين نباشد و همهء اهل تمييز و اصحاب عقل تكليفى كه توجه بلاغ رسالت به سوى ايشان است در فهم آن مشترك باشند ، بايد كه از درجهء اعتبار ساقط نكنند ، چه ديدهوران عالم بينش كه از لوح آفرينش تمييز نقوش « قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها » از ميان اشكال و نقوش عالم كرده باشند همان نوع دلالت را در نظر اعتبار آورند و بناى فهم معنى را بدان لغت نهند .
--> ( 1 ) - ن : عليه و آله و سلم .